در جریان عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، در کمتر از یک هفته طیف گستردهای از نهادهای نظامی، انتظامی، سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتند. برخی از این نهادها در اقدامهای فرامرزی دخالت داشتند، ماموریت برخی دیگر فعالیتهای امنیتی و اطلاعاتی در سطح داخلی بود و کارکرد بعضی نیز بهصورت چندگانه تعریف شده بود. با این حال، وجه مشترک همه این نهادها نقش مستقیم یا غیرمستقیم آنها در سرکوب مردم ایران بود.
بخشی از این مراکز برای افکار عمومی کمتر شناختهشده بودند، مانند خانههای امن سپاه پاسداران یا برخی ساختمانهای ستادی. در مقابل، برخی دیگر از این نهادها نهتنها برای عموم مردم کاملا شناختهشدهاند، بلکه در حافظه جمعی جامعه طی دستکم سه دهه گذشته با کارنامهای سیاه ثبت شدهاند. نهادهایی مانند قرارگاههای مقداد و ثارالله، فرماندهیهای انتظامی، پلیس امنیت و صداوسیما از آن جملهاند. حالا این نهادها یکییکی هدف حمله قرار می گیرند و ویران میشوند تا شرایط برای قیام مردم ایران در ساعت صفر فراهم شود.
این گزارش به بازخوانی کارنامه برخی از این نهادها در سرکوب اعتراضهای مردم ایران میپردازد.
پایگاه بسیج مقداد
از همان لحظه آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه مواضع جمهوری اسلامی، قرارگاههای سپاه و بسیج که سالها است اسباب آزار و اذیت فزاینده مردم را فراهم کردهاند، هدف حمله قرار گرفتند.
یکی از این قرارگاهها که معترضان سال ۱۳۸۸ آن را خوب به خاطر دارند، پایگاه بسیج مقداد در خیابان آزادی تهران است که همواره بهعنوان محل بسیج و تجمع نیروهای سرکوبگر شناخته میشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
روز بیستوپنجم خرداد سال ۱۳۸۸ در جریان تظاهرات میلیونی معترضان به نتایج انتخابات در خیابان آزادی، تعدادی از نیروهای بسیجی از پشتبام پایگاه بسیج مقداد، به سمت مردمی که در راهپیمایی اعتراضی سکوت شرکت داشتند، تیراندازی کردند. در آن تیراندازی هفت نفر به نامهای داوود صدری، حسام حنیفه، محرم چگینی، علی حسنپور، محمدحسین فیض و سهراب اعرابی که جوانی ۱۹ ساله بود، کشته شدند.
این پایگاه که در سالهای بعد نیز در سرکوب اعتراضهای مردمی نقش مهمی ایفا کرد، سرانجام روز یکشنبه دهم اسفند، هدف قرار گرفت و به تلی از خاکستر بدل شد. این پایگاه در محدوده عملیاتی قرارگاه ثارالله تهران قرار داشت.
قرارگاه ثارالله
روز یکشنبه دهم اسفند، ساختمان ستادی قرارگاه ثارالله در اتوبان نیایش، ضلع غربی مجموعه ورزشی انقلاب تهران، نیز هدف قرار گرفت. این قرارگاه که زیرمجموعههای متعددی دارد، تحت فرماندهی سپاه پاسداران است و به نام «برقراری امنیت» فعالیت میکند؛ با این توضیح که هدف از ایجاد امنیت نه برای مردم که ایجاد حصار امن برای حاکمیت و تضمین بقای آن است. به همین دلیل هرجا که شورای عالی امنیت ملی تشخیص بدهد، مسئولیت «برقراری امنیت» شهر تهران را برعهده میگیرد و در چنین شرایطی فرماندهی انتظامی، تمامی وزارتخانههای دولت همچنین یگانهای سپاه پاسداران و بسیج تهران باید تحت کنترل عملیاتی این قرارگاه باشند.
در ساختار عملیاتی این قرارگاه، یگانهای متعددی از جمله سپاه محمد رسولالله تهران، سپاه امام حسن مجتبی استان البرز، گردانهای عاشورا و الزهرا، گردانهای امام علی و شبکه گسترده بسیج در مساجد، دانشگاهها، مدارس و ادارات سازماندهی شدهاند. این نیروها هنگام اعتراضهای مردمی بهعنوان بازوی عملیاتی برای کنترل و سرکوب اعتراضها به کار گرفته میشوند. به همین دلیل خیلیها آنجا را «اتاق فرمان امنیتی تهران» میدانند؛ نهادی که هدف اصلی آن کنترل سیاسی پایتخت و تضمین بقای حاکمیت است.
قرارگاه ثارالله طی دهههای گذشته در سرکوب اعتراضهای مردمی در ایران نقش مهمی ایفا کرده است. از جمله در اعتراضهای دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸، اعتراضهای پس از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸، اعتراضهای سراسری آبان ۱۳۹۸ و همچنین اعتراضهای گسترده در جنبش مهسا. در دیماه خونین ۱۴۰۴ نیز این قرارگاه در هماهنگی عملیات نیروهای امنیتی و بسیج برای سرکوب مرگبار مردم نقش محوری داشت.
در حال حاضر حسین نجات (محمدحسین زیبایینژاد) جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله است که یکی از چهرههای شناختهشده سرکوب به شمار میرود.
پلیس امنیت اخلاقی گیشا
روز یکشنبه ساختمان پلیس امنیت اخلاقی، مستقر در کلانتری ۱۳۷ گیشا، یکی از مهمترین مقرهای گشت ارشاد در تهران که نام آن برای بسیاری از زنان ایرانی یادآور تجربههای تلخ بازداشت، تحقیر و خشونت است، نیز هدف قرار گرفت.
این مرکز که در خیابان گیشا (کوی نصر) قرار دارد، سالها بهعنوان یکی از پایگاههای اصلی اجرای طرحهای موسوم به «مبارزه با بدحجابی» فعالیت میکرد. در جریان این طرحها، واحدهای گشت ارشاد در سطح شهر زنانی را که به تشخیص ماموران «پوشش نامناسب» داشتند، بازداشت و به این مرکز منتقل میکردند.
پلیس امنیت اخلاقی بهعنوان زیرمجموعه فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) یکی از ابزارهای اصلی جمهوری اسلامی برای سرکوب زنان و تحمیل قوانین مربوط به حجاب اجباری بود.
پس از هدف قرار گرفتن این مرکز و انتشار ویدیوهایی از آن، تعدادی از کاربران زن در شبکههای اجتماعی خاطرات تلخ خود را از بازداشت در آنجا روایت کردند.
کلانتریها؛ بازوی اجرایی سرکوب
در کنار پایگاههای بسیج و قرارگاههای سپاه، کلانتریهای نیروی انتظامی نیز طی سالهای گذشته در اجرای سیاستهای امنیتی جمهوری اسلامی و سرکوب اعتراضهای مردمی نقشی مهم ایفا کردهاند. این مراکز که در ساختار رسمی وظیفه «برقراری امنیت عمومی» را برعهده دارند، در بسیاری از موارد به بازوی اجرایی سیاستهایی تبدیل شدند که هدف آنها نه تامین امنیت مردم، بلکه کنترل جامعه، ایجاد رعب و محدود کردن آزادیهای مدنی بود.
در جریان اعتراضهای مختلف در ایران، از اعتراضهای دانشجویی تا خیزشهای سراسری سالهای اخیر، کلانتریها اغلب به نخستین محل بازداشت و نگهداری معترضان تبدیل شدند که بسیاری از بازداشتشدگان ابتدا به این مراکز منتقل و پس از شکنجه و تشکیل پرونده یا بازجویی اولیه، به بازداشتگاههای امنیتی یا زندانها انتقال داده میشدند.
به همین دلیل نام بسیاری کلانتریها در شهرهای مختلف ایران در حافظه معترضان با بازداشتهای گسترده، برخوردهای خشن و فشار بر فعالان مدنی گره خورده است.
اکنون در جریان حمله به مراکز امنیتی جمهوری اسلامی، این ساختمانها نیز یکی پس از دیگری در نقاط مختلف شهر هدف قرار میگیرند و ویران میشوند؛ همزمان کسانی که در اعتراضها شرکت داشتند، خاطرات خود را از بازداشت، شکنجه و سرکوب در این مراکز روایت میکنند.
روز پنجشنبه چهاردهم اسفندماه، پس از آنکه خبر رسید کلانتری ۱۶۹ مشیریه هدف قرار گرفت، حساب کاربری وحید آنلاین عکسی از ساختمان این کلانتری را در جریان انقلاب شیر و خورشید در دیماه، کنار عکس دیگری از ساختمان ویران آن پس از حمله، منتشر کرد. این کلانتری در سرکوب مردم در محله مشیریه نقش مهمی داشت و از آنجا به سمت مردم تیراندازی میشد.
عرفان مغیثه، محمدرضا عسکری و مرتضی شانهای از کسانی بودند که روز هجدهم دیماه از سمت این کلانتری هدف قرار گرفتند و کشته شدند.
پلیس پیشگیری فاتب
روز چهارشنبه سیزدهم اسفندماه، در عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا، مرکز پلیس پیشگیری فراجا در خیابان کارگر جنوبی تهران هدف قرار گرفت. پس از آن، بهسرعت تصاویر ساختمان آن که به ویرانهای تبدیل شد، در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
این مرکز جایی بود که بازداشتیهای انقلاب ملی ایران در دیماه را که شمار زیادی از آنان کودک و نوجوان بودند، از نقاط مختلف تهران به آنجا منتقل میکردند، اما به خانوادههایی که برای پیدا کردن عزیزانشان سرگردان بودند، اطلاع نمیدادند باید کجا دنبال آنها بروند.
حالا این پایگاههای بسیج، مقرهای سپاه پاسداران، ستاد مشترک سپاه، سازمان اطلاعات سپاه، ستاد یگان ویژه نیروی انتظامی، مراکز سایبری و خانههای امن سپاه و بسیج و دهها مرکز دیگر که در سرکوب خونین و خشونتبار مردم ایران، بهویژه در جریان اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ نقش داشتند، یکی پس از دیگری هدف حمله قرار گرفته و ویران شدهاند.
در پی این حملات، بسیاری از نیروهای سرکوب که مقرهایشان تخریب شده یا در فهرست اهداف قرار گرفته است، ناچار شدند محل استقرار خود را به حاشیه خیابانها و داخل خودروها تغییر دهند. بخشی از آنها نیز با حجم قابلتوجهی از سلاح، به مدارس، بیمارستانها و ورزشگاهها نقل مکان کردند.
با این حال حتی این مکانها نیز برای آنها امنیت کامل را فراهم نکرد. روز پنجشنبه نیروهایی که در ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی و مجموعه بعثت مستقر شده بودند، هدف حمله قرار گرفتند؛ رخدادی که نشان میدهد دامنه حملات به مراکز استقرار نیروهای امنیتی همچنان در حال گسترش است تا همه مقدمات برای قیام نهایی مردم در ساعت صفر فراهم شود.

